تبلیغات
قرارگاه کربلایی عبدالحسین دماوندی

ابزار وبلاگ

 
قرارگاه کربلایی عبدالحسین دماوندی
قرارگاه دیوانگان حسین(ع) و رهـــروان شهدا
مطالب اخیر قرارگاه
نظرسنجی عملکرد قرارگاه
سطح کیفی وبلاگ و مطالب آن را چگونه می بینید ؟








مراسم شب 23رمضان 90 با نوای گرم
کربلایی عبدالحسین دماوندی
اجرا شده در کرج -- حسینیه حیدریون
تمامی سبک های اجراشده فوق العاده اند از دست ندید
.
.



نوع مطلب : کربلایی عبدالحسین دماوندی، 
برچسب ها :

لعنت به آنکه پایه گذار سقیفه شد

لعنت به هر کسی که به ناحق خلیفه شد


لعنت به آنکه بر تن اسلام خرقه کرد


این قوم متحد شده را فرقه فرقه کرد

تکفیر دشمنان علی(ع) رکن کیش ماست


             هر کس محب فاطمه(س) شد قوم و خویش ماست


قرآن و اهل بیت نبی (ص)، اصل سنت است

                  هر کس جدا ز این دو شود ، اهل بدعت است


ما هم کلام منکر حیدر نمی شویم


با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم

ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم


ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم

ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد


                         روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد

از ما بترس طایفه ای پر اراده ایم


ما مثل کوه پشت علی(ع) ایستاده ایم

شمشیر خشم شیعه پدیدار می شود

وقتی که حرف کوچه ودیوار می شود....



نوع مطلب : عمر بن خطاب لعنت الله علیه و همراهان ملعونش، 
برچسب ها :

سلام و عرض ادب

ایام محسنیه و ایام احراق بیت ولایت وشهادت اولین فدایی امیرالمومنین ، حضرت محسن بن علی علیه السلام را به پیشگاه مقدس و منور حضرت صدیقه ی طاهره ، ام الائمه ، فاطمة الزهرا  سلام الله علیها و مولا امیرالمـومنین علیه السلام و حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه و همه محبین آل الله تسلیت عرض میکنم.

 

این ایام ، غاصبین ناحق خلافت  آماده میشوند برای تشکیل سقیفه ی سخیفه ، هیزم ها اماده میشود برای سوزاندن درب خانه ی وحی ، جایی که جبرئیل هم برای ورود اجازه میگرفت. و طناب آماده میکنند برای بستن دستهای کسی که همه به مقامات او واقف بودند ، کسی که یدالله لقب گرفته بود و ولی الله بود. بارها و بارها پیامبر فرموده بود که ای مردم این علی حبل الله است و جز اعتصام و پیروی از او راه حقی نیست.

علل صبر امیرالمومنین علیه السلام

علی علیه السلام کسی است  که ثابت کرده بود  اگر اراده میکرد این شیاطین  بدتر از ابلیس را به خاک ذلت میکشید .

 اما افسوس که علی علیه السلام مأ مور به صبر بود ، نه برای حفظ وحدت با خلفاء سکوت کرد و نه از حق حضرت زهرا سلام الله علیها گذشت ، فقط صبر کرد ، این مهم ترین  تفسیر و دلیل خانه نشینی  امیر عرب و فاتح میدانهای بدر وحنین و خیبر است. اگر دلیل آن  حفظ وحدت بود ، خود به خوبی میدانست  که وحدت و جدایی از تفرقه در امت اسلام  جز اعتصام به حبل الله که وجود مبارک خود مولاست امکان پذیر نیست ..

 "  واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا "

سکوت امام نه به معنای واگذاری حق به خلفاء  بود و گذشتن از آن و نه عدم احقاق حق و صرفنظر از آن -- بلکه تنها به معنای انصراف از قیام مسلحانه در مقابل غاصبان خلافت بود ، ان هم تنها به دلیل عوارض سوء ناشی از این اقدام که در ان شرایط متوجه اسلام میگردید.

یکی دیگر از دلایل صبر مولا امتحان امت اسلام بود، والحق که این امت در این امتحان مردود شدند و خود را از وجود علی بن ابیطالب در رأس امور محروم کردند. اگر مولا در خانه نشست ، این بزرگترین عذاب بود برای امت اسلامی و فریاد اعتراض مولا بود نسبت به غاصبین حق، و بی انصافی است اگر آن را به گذشتن ازحق حضرت زهرا و حفظ اتحاد با حکومت ظالم تفسیر کنیم . هر عقل سلیمی میداند که با یاری ظالم ، اسلام حفظ نمی شود بلکه درست خلاف این قضیه است و با اعتراض به ظالم و زیر بار او نرفتن است که اسلام حفظ میشود ...

واگر در جایی مشاهده میکنیم مثلا مولا به عمر در قضاوتهایش مشورت میدهند ،این هم به خاطر حفظ اسلام بود از جانب مولا، مولا میدیدند که اگر در این زمان سکوت کنند ، زاده ی خطاب که بهره ای از دین ندارد ، دین خدا را ضایع میکند ولی جای تعجب است که بعضی اینگونه اعمال مولا را بازهم به گذشتن از حق خود تفسیر میکنند ولی باید گفت که دخالت مولا در امور حکومت وقضاوت و در مواردی امور جنگ ، دلیل بر این نیست که مولا با عمر صلح کرده اند و اعلام رضایت ازاو میکنند!!!!!

 آیا برائت  مخالف وحدت است؟؟؟؟ اصلا وحدت به چه معناست؟؟؟

اگر قرآن و نماز و قبله و حتی نبوت بدون امامت و ولایت سودی به حال امت اسلام داشت خدا در غدیر خم نمی فرمود " وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه‏..." و امروز هم در جوامع بشری که خود را به اصطلاح پیرو سنت پیامبر و اهل سنت میدانند شاهد این همه انحراف و تفرقه و تشتت حتی در احکام شرعی اسلام نبودیم.

مگر نه این است که سنت پیامبر بر این بود که  از همان اغاز رسالت،  در هر زمان و به هر بهانه و در هر فرصتی سفارش به قبول ولایت و پیروی از خلیفه و جانشین بلافصل خود علی بن ابیطالب میکردند؟؟؟

آیا سنت پیامبری که خاتم الانبیاست و همه انبیاء با اقرار به نبوت او و ولایت جانشین او و برای ابلاغ همین امر به پیامبری رسیدند ، به نماز و روزه  و سایر احاکم شرعی و ظاهری خلاصه میشود؟؟؟

این طرز تفکر آنهایی که میگویند ما در اصل دین با مخالفین شیعه مشترک هستیم ، بزرگترین ظلم به پیامبری است که آنقدر ازناحیه ی  همین به ظاهر صحابه دروغین و درباطن منافق و مشرک رنج دید که فرمود" ما أوذی نبیٌ مثلَ ما أوذیت"؛ هیچ پیغمبرى مانند من مورد آزار واذیت قرار نگرفت..

 

اما افسوس که داعیه داران وحدت اسلامی مثل همان صحابه راه گم کرده و  ندانسته کمر به نابودی اسلام بسته اند با این بهانه که " إنما المومنون اخوة " اما فراموش کرده اند که پیامبر فرمودند " حب علیٍ ایمان و بغضه کفرً و نفاق "  حب مولاست که ایمان می اورد و مومن میبسازد و بغض و دشمنی با مولا جز کفر ونفاق چیز دیگری نیست ...و خدا هم فرموده " إنما المومنون اخوة " و نفرموده " إنما المسلمون اخوة "

باید توجه کرد که ما در چه چیزمیخواهیم متحد شویم ؟ در حق یا باطل؟ یا مخلوطی از حق و باطل؟

اگر در حق است که " علیً مع الحق و الحق مع علی یدور حیث ما دار" و حقی جز این نیست.

و اگر در باطل است که خیری در آن نیست و آمیخته ای از حق و باطل هم که چیزی جزهمان باطل نمی تواند باشد.

یک سوال 

 اگر همه جا وحدت لازم باشد ، چرا امیر المومنین در برابر غاصبان خلافت سکوت نکرد و با انها احتجاج نمود ؟ چرا به گفته تمام مورخین با ابوبکر بیعت نکرد؟؟؟

چرا شبانه با حضرت زهرا به در خانه ی مهاجر وانصار رفت و طلب یاری کرد؟

چرا خطبه هایی مثل شقشقیه و طالوتیه و الوسیله خواند ؟؟

چرا حضرت زهرا خطبه ی فدکیه خواند و با ابوبکر وعمر احتجاج کرد؟؟

و چرا..... و چرا؟؟؟؟؟؟؟

 

چرا برائت؟؟؟

یکی از ایراداتی  که در این زمان به شیعه  وارد میکنند این است که طرح بحث لعن و مطاعن خلاف تقیه و به ضرر اسلام است.

در جواب باید گفت که گرچه تقیه در جای خود لازم  است ولی نباید بهانه ای شود که برای کنار گذاشتن عقیده به برائت از منافقین و به فراموشی سپردن حقائق..

پس این همه روایات و احادیثی که در باب برائت و مطاعن هست و به علاوه تفسیر آیات قران کریم و تاویل ان به منافقین و برخی از صحابه ، از کجا به ما رسیده است؟؟

مگر نه این است که ائمه ما برائت و بیزاری از غاصبین خلافت را واجب دانسته اند ویکی از ارکان ایمان؟؟؟

مگر نه این است که راویان حدیث با خون جگر این امانت گرانبها را به ما رسانده اند؟؟

برخورد ما با این امانت چگونه است؟؟ ایا به بهانه تفسیر ، تاویل ایات را از اهلش هم کتمان میکنیم؟؟

و نکته آخر این که :

واضح و روشن است که آنچه در رفع اختلاف و تفرقه اهمیت بسزایی دارد ، ریشه یابی عوامل اختلاف و یافتن راههای صحیح مقابله با آن است.

ما از انها که اختلاف شیعه و سنی را در موارد جزیی میدانند سوال میکنیم...

ایا ریشه و شروع اختلاف از همان جا نبود که فرمان پیامبر مبتنی بر حاضر کردن کاغذ وقلم برای نوشتن سفارشی که مانع از گمراهی امت میشود ، مخالفت شد؟؟؟

کنار بستر پیامبر نزاع شدت گرفت و عده ای با بی شرمی تمام کلام زاده ی خطاب را تایید کردند که گفت "  این مرد هذیان میگوید ، او را رها کنید.... "

آیا اختلاف از انجا شروع نشد که  با نپذیرفتن دستور پیامبر و مخالفت کردن با ایات قران مبتنی بر پذیرفتن سرپرستی  و ولایت مطلقه ی امامان معصوم و اطاعت آنها ، باعث ایجاد تفرقه و اختلاف در امت شدند و وحدت و یکپارچگی امت اسلام را دستخوش هوی و هوس خود قرار دادند و ایه ی " واعتصموا بحبل الله " را عملا زیر پا گذاشتند؟؟؟

مگر حضرت زهرا در خطبه ی فدکیه نفرمودند" و جعل امامتنا أماناً من الفرقه"  یعنی خدای تعالی امامت ما خاندان را سبب جلوگیری از اختلاف و تفرقه قرار داد.

آیا ممکن است درست در نقطه مقابل این امامت ، وحدت وجود داشته باشد؟؟؟

مگر نه این است که بشریت در طول تاریخ انزجار خود را از ستمگران و کسانی که حقوقشان را پایمال کرده اند اعلام کرده و میکند و این را از حقوق مسلم خود میداند؟؟

پس چگونه حق مسلم همه انسانها که هدایت یافتن به واسطه ی هادیان حقیقی و اولیاء الهی بود به دست سردمدارن سقیفه و یارانشان تا حال حاضر ضایع گردد اما نشود با قلب و زبان از انها برائت و بیزاری جست؟؟

این کمال بی انصافی نیست که دهان مظلومین و ستمدیده گان بسته شود و به انها اجازه داده نشود تا گلایه خود را از ائمه ی کفر بیان کنند و تنفر وانزجار درونی خود را اشکار سازند؟؟

کسی که به فرموده خدا در قرآن که " فقاتلوا ائمه الکفر " باید هر مسلمانی حاضر به مبارزه با او باشد واگر به او دسترسی پیدا کند او را بکشد ، چگونه میگوییم که استحقاق برائت ندارد و چرا نشود با زبان به جنگ او رفت و او را لعن و نفرین کرد؟؟

اگر اهل سنت میدانستند که عمر و ابوبکر چه ظلم عظیمی در حق انها روا داشته اند ، بیشتر از شیعه آنها را لعن و نفرین میکردند و معنای حقیقی وحدت این است که این حقائق را به انها گوش زد کنیم و راه هدایت برای آنها  باز شود ، نه اینکه خود نیز زبان از گفتن حق ببندیم و در زمره ی ظالمین شویم....



نوع مطلب : امیرالمؤمنین علی علیه السلام، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار قرارگاه
  • کل بازدید از قرارگاه :
  • بازدید امروز از قرارگاه :
  • بازدید دیروز از قرارگاه :
  • بازدید این ماه قرارگاه :
  • بازدید ماه قبل قرارگاه :
  • تعداد نویسندگان قرارگاه :
  • تعداد کل پست های قرارگاه :
  • آخرین بازدید از قرارگاه :
  • آخرین بروز رسانی قرارگاه :